تبليغاتX




سنجاقک - ...

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
رسيدم به آخر CD2 چند دقيقه پيش تيتراژ هم تموم شد.حالا من موندم بين خاموش كردن VCD براي هميشه يا روشن گذاشتن و رفتن؟

تو اين فيلم من بازيچه بودم نه بازيگر!!!!!!!چقدر راحت،چقدر ساده،چقدر... دليل آورد و من رو متهم كرد!!!!!!!!!!

-این نوشته-   پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385      |