تبليغاتX




سنجاقک - تهران شهر اخلاق!

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

اينجا تهران است،شهر اخلاق:

۱.خانم شيكان پيكان كرده اي كه تو فروشگاه به انتظار رسيدن نوبتش براي پرداخت پول بود سر اينكه من زودتر اومدم نه شما با يك آقاي خوش دهان!شروع به دعوا كردن كرد و چه فحش ها و چه حرف هايي كه نثار هم نكردند (در يك مكان عمومي به زبان آوردن اين لغات چه بي شرمي و گستاخي زيادي مي خواهد!).اگر فقط و فقط يكي از آنها كمي اخلاق و گذشت و شعور اجتماعي داشت مي فهميد كه كوتاه آمدن يكي مساويست با ۵ دقيقه دير شدن. فقط همين.

۲.کارگرها زمين و سطح رستوران را با مواد شوينده و آب مي شويند خيلي خوب اما آب و كف و كثافتش را راهي پياده رويي مي كنند كه در همان لحظه ها افراد زيادي از آن عبور مي كنند.اصلا نمي شد از پياده رو گذر كرد چون شلوار و كفش و ... به طرز قشنگي خيس و كفي ميشد.

۳.يه نم بارون كه مي خوره و زمين خيس ميشه و نم دار ترمز گرفتن ماشين ها هم مشكل ميشه.حالا تو اين وضعيت و شلوغي و عجله نزديك شدن وقت افطار اگر ۲ دقيقه صبر مي كردي تا چراغ عابر پياده سبز بشه حالا نه تو اسير بيمارستان بودي نه راننده بدبخت اين روزهاي ماه رمضان گرفتار بيمارستان و كلانتري.

۴.بازم بگم؟!

-این نوشته-   چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385      |