
با صدای بی صدا
مثل یک کوه بلند
مثل یک خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد
-این نوشته- پنجشنبه هفدهم اسفند 1385  
|
دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم. خانه ی سنجاقک نامه به سنجاقک پیشین : |
با صدای بی صدا مثل یک کوه بلند مثل یک خواب کوتاه یه مرد بود یه مرد -این نوشته- پنجشنبه هفدهم اسفند 1385  
|