تبليغاتX




سنجاقک - جای خالی تان سبز در این بهار

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

آقایان عمران صلاحی, بابک بیات, ناصر عبداللهی, رسول ملاقلی پور و خسرو شایگان شما ایستادید اما زمان همچنان رفت و خواهد رفت. تنها یک روز به پایان عمر این سال مانده. راستی پیشاپیش عیدتان مبارک!

 از آن جا چه خبر؟ آن جا هم بوی عید می آید؟ شما هم هفت سین پهن می کنید؟ اصلا مثل ما که دلمان برای جاری بودنتان تنگ شده, دل شما هم برای ما و این جا و بوی بهار تنگ شده است؟ بگذارید بگویم بدون شما این جا چیزهایی کم دارد. جایتان با هیچ چیز پر نمی شود, حتی گل. سال جدید بدون شعرهای تازه عمران صلاحی, بدون فیلمی از رسول ملاقلی پور, بدون نتی از بابک بیات, بدون صدای خسرو شایگان و ناصر عبداللهی گمشده هایی دارد. کاش بودند در این بهار حتی برای لحظاتی.

-این نوشته-   دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385      |