تبليغاتX




سنجاقک - خمینی, آن مرد که ,,,,

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

او نه فقط بزرگ بود بلکه بزرگ هست و خواهد ماند. هنوز هم وقتی تصویرش را می بینم یا صدایش را می شنوم قدرت و یقین و آن صلابت صدایش حتی وقتی آرام حرف می زند, من را می گیرد. دوست دارم بنشینم ببینم چه می گوید این مرد؟ که بود این مرد؟ که بود که بعد از رفتنش همه چیز دستخوش تغییری بزرگ شد. چرا آن چه که الان انجام می شود و ما می بینم کاری کرده است که او را در ذهن خیلی ها تبدیل به یک موجود تاریخی کرده است. چرا او باید به تاریخ بپیوندد؟ آرمانها و فکرهایش را کدامین خط و مشی جدید سیاسی پنهان کرده است؟ چرا دسته خاصی از حرفهایش در رسانه های عمومی منتشر می شود؟ چرا شناسانده نمی شود آن بزرگ؟ انگار می خواهند او را هم وسیله ای کنند برای رسیدن به قدرت و سلطه بر ما مردمان. کجاست آن مرد ,,,,

 

-این نوشته-   دوشنبه چهاردهم خرداد 1386      |