تبليغاتX




سنجاقک - این یک حکم است: محبوس در دایره عزلت خویش شوید

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

دیدی؟ دیدی چه آسان و بی دردسر می شود یک کشتار دسته جمعی به راه انداخت؟ می شود یک روزنامه را خفه کرد و باز از فردا زندگی عادی را از سر گرفت!

نشستم و با خودم فکر می کنم روزنامه نگاری می خوانی برای چه؟ اگر برای علاقه ات می خوانی, بخوان اما روی آینده ات هیچ حسابی نکن آخر اینجا همه چیز روی هوا است. چه می دانی تو؟ شاید تا فردا آن یکی هم با یک حکم به راحتی خفه شود. من دیگر به روزنامه ای که دوام بیاورد و بدون هیچ مشکلی منتشر شود شک می کنم! باور کنید.

من که خوب می دانم, شما که خوب می دانید جریمه های من و شما, عقوبت صراحت های بی لهجه است. اصلا دیگر دکه روزنامه فروشی برای چه؟!

-این نوشته-   2007/7/4 11:52     |