تبليغاتX




سنجاقک -

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
در حيرتم اينجا
اين بيد سر به راه ...چرا؟
چرا اين همه خسته و خاموش
از شكستن سرشاخه هاي بلند خود حرفي نمي
زند !
آيا سكوت
هميشه سرآغاز تمرين گفتگوي باران است ؟
پس تو كه
با فال سبز علف آشناتري
بگو كي باران خواهد آمد ؟!

"سيد علي صالحي"

پ.ن: نشستن و مرور كردن نوشته هاي قبلي هم كيفي دارد ها. حتي تك تك نظرهاي هر پست را هم خواندم. اصلا مي داني, برگشتن و مرور كردن هميشه براي من حسي خوب آورده است. دارم با خودم فكر مي كنم كه يادش بخير, روزگاري وبلاگ فعال و به روزي داشتم ها. ما را چه شده است؟
 
-این نوشته-   دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387      |