تبليغاتX




سنجاقک -

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین



لینکده--

مرگ به هنگام
داشتم شعر می‌خوردم
این پست هیچ مخاطب خاصی ندارد ولي . . .
چرا سر از مالزی درآوردم؟
اسطوره قهرمان تنها
گاهی کلیدِ دی‌فراست‌مان خراب می‌شود
در راستای زدن مشت محکم بر...
حمله با دوربین روشن!
سرد است جایی که وطن نیست !
گریز از دلهره های بی نام و نشان






 :

 
 



شنل هاي آبي و صورتي براي آن هايي كه دوست دارند مسجد شهر "پوتراجايا" را ببينند.
 
-این نوشته-   جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387      |