تبليغاتX




سنجاقک - ...

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
پیدا کردن کلی دوست جدید که هر کدوم یک دنیا با دیگری فرق داشت. یاد گرفتن و یاد دادن و گذراندن ساعاتی خوب با هر کدومشون (مخصوصن با بچه های دانشکده)،اضافه کردن روزی چند دقیقه مطالعه عمقی قرآن همراه کار کردن بر روی معانی،نوشتن وبلاگ،دیدن فیلم،کتاب خوندن،دیوونه شدن،قاطی کردن و رسیدن به آخر خط! و ... همه این ها کارهای سال گذشتست.میدونم که در سال آینده هم همه این کارها رو تکرار خواهم کرد اما یه چیزی عوض شده یک حس جدید،یک انتظار ملس برای از بین رفتن این فاصله های مکانی و فیزیکی به کارهای همیشگیم یک رنگ و بوی جدیدی بخشیده.ای کاش که پاییز آینده...

 

 

-این نوشته-   پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384      |