به غير از مواردي كه براي راهي كردن عزيزي به منزل جديدش راهي بهشت زهرا شدم هميشه رفتن به بهشت زهرا و سر زدن به اموات رو دوست داشتم.قبرستان،گورستان يا همون بهشت زهرا دنياي جالب و مرموزيه.مملو از آدم هاي زنده كه به ظاهر مرده هستند.هر كدومشون يك سرگذشت و يك داستان زندگي دارند و اگر صداشون شنيده ميشد براي ما آدم هاي به ظاهر زنده! كلي گفتني داشتن.
هر وقت ميرم بهشت زهرا اين شعر رسول يونان رو زمزمه ميكنم:
يك روز مي آيي
و در گورستاني دور
در استخوانم مي دمي
تا شعرهاي ناسروده ام را بشنوي.
*اي كاش تا وقتي هستم همين شعر هايم را بشنود.همين شعرهاي ساده اما پرحرف را.
-این نوشته- جمعه یکم اردیبهشت 1385  
|

